دنبال من نگرد

سلام دوست من
دیگر دنبال من نگرد
من دیروز در یک گفتگوی صمیمی با خودم به این مسئله پی بردم
به این که نباید دنبال من بگردی و مرا همراه کنی.
شاید کلام امروزم برایت تلخ باشد اما
بگذار تمامش کنم.
من تا چندی دیگر که شاید همین فردا باشد دیگر نخواهم بود
نه! این مرگ که همه با زیر خاک خفتن اشتباهش می گیرند نیست.
این رفتنی است که نشانه پایان ظرف وجودی تو در این دنیاست
بار سفر آن دنیایت باید تکمیل باشد.
من نرسیدم. نشد که تمامش کنم. اما این تاریخ سفرم را تغییر نمی دهد.
دستانم خالی است. نگاهم جریان ندارد و این به معنای چیست جر معطل ماندنت.
که سر هر چهار راه بایستی دستت را سایه بان نگاهت کنی و بگویی: بیا..
و من هن هن کنان .. برسم به نقطه ای که می توانستی تا به حال از آن گذشته باشی.
نامه ام را نمی دانم کی خواهی خواهند. دلم نیامد ندانسته از هم جدا شویم.
بودن من در کنارت برای تو هچ سودی نخواهد داشت .. البته برای من چرا.. اما ؟
از این رندی ها خوشم نمی آید.
برو .. راه تازه را شروع کن..
من تا کمی دیگر خواهم آمد .. خدا را چه دیدی ؟
شاید دوباره به کنار هم رسیدیم و مسرور شدیم.
.. من مشق لازم دارم. تمرین. کتاب حسابم را تمام نکرده ام.
دیکته شبم ناتمام است. درسی را از بر نیستم.
دیرتر بیایم بهتر است.این روزها و شبها را نخواهم خفت.
آرام نخواهم ماند تا به امید دیدارت راه را طی کنم .
سربلند اما..
این گونه بهتر نیست؟
نمی خوام وقتی تو هستی آدم آدمکا شم
می خوام عاشق تو باشم
تازه فهمیدم به جز تو حرف هیشکی خوندنی است
آدما میان و می رن هیشکی جز تو موندنی نیست..
البته نیست .. حالا تو بگو چه کنم
بمانم و یا بروم .. همین که اول و آخر تو هستی برام کافیه .. دلم برات تنگ شده
حالا روتو بر نگردون و خیال کن من نیستم تا من سیر نگاهت کنم.
تو که تنها امید باقی مونده هستی..
می دونی تنها امید باقی مونده یعنی چی؟
می دونی یا برات توضیح بدم. نه! توضیح لازم نداره؟! گفتم شاید دلت بخواد بشنوی ..
حالا هر چی یاد ما باش .. تو این روزا و شبا که همه تو صف رسیدن به تو هستن و با یه زنبیل دعا و آرزو اومدن ..
ما رو که یادت نمی ره؟
همه زندگی عزیز!

دنیا را بگردی پیدا نمی کنی؟ نه که نیست ..
هست.. ولی مرد خودشو می طلبه.. مرد مرد بودن و مردونگی کردنو.
همه اش همینه .. همه زندگی
باید داستانشو برای خودت مرور کنی
داستان زندگی رو که تنها دو روزه
یادت نره عزیز ؟
واسه دنیای به این کوچیکی دلای بزرگو ول نکنی؟
برو دنبال ابر
برو دنبال آسمون
برو دنبال پریدن و رهایی
تا دنیا حسرتتو بخوره که
باهاش نموندی!
با دنیا!
آی آدمها...
برای دادخواهی....
سیاست و اجتماع
حجه الاسلام جهانشاهی روحانی عدالتخواه سیرجانی، صبح امروز و به منظور دادخواهی و اعتراض به زمین خواران سیرجان پیاده٬عازم تهران شده است.
مطابق اخبار دریافتی توسط خبرنگار عدالتخانه، وی چندی پیش این اقدام اعتراضی خود را اعلام کرده بود و طبق آخرین اخبار رسیده وی هم اکنون در سی کیلومتری سیرجان در شهر زیدآباد با پای پیاده طی مسیر نموده است.
در همین راستا دانشجویان عدالتخواه دانشگاه های پیام نور، آزاد و تکنولوژی سیرجان با انتشار بیانیه ای اعلام کرده بودند که پس از گذشت دو سال از مطالبات مردمی و عمومی شدن بحث زمین خواری های سیرجان، برخی مسوولین چنان سرمست و مغرور پست و مقام اند که خود را حاضر به جوابگوئی در برابر مردم نمی بینند.
دانشجویان مذکور تاکید کردند: برخی مسوولین بجای خدمت به مردم و برخورد قاطعانه با دزدان بیت المال، افراد عدالتخواه را تهدید یا زندان می کنند، مفسدینی که خود ریسمان وحدت بین مردم و مسوولین را بریده اند و آنان که با آرامش هیچ خطری را متوجه خود نمی دانند و اموال مردمان محروم را غارت می کنند.
دانشجویان مذکور در این بیانیه تصریح کرده اند: اکنون که طلبه مبارز سیرجانی جهت دادخواهی، قصد حرکت به سمت تهران با پای پیاده را دارد از مسوولین می خواهیم عوامل مفسد را محاکمه و مجازات نمایند و به اطلاع عموم برسانند در غیر این صورت ما خود را موظف به حمایت از هر حرکت عدالتخواهانه در جهت احقاق حقوق مردم می دانیم.
یادم نیست!

- ای که حال ها به دست توست،
- گردش مـُدام سال ها به دست توست
- فرصت دوباره پرکشیدنم ببخش
- سرنوشت بال ها... به دست توست
- اسم شاعرش یادم نیست.

دستور زبان عشق

دستور زبان عشق
دست عشق از دامن دل دور باد!
میتوان آیا به دل دستور داد؟
میتوان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟
آنکه دستور زبان عشق را
بیگزاره در نهاد ما نهاد
خوب میدانست تیغ تیز را
در کف مستی نمیبایست داد
قیصر امین پور
قلاده دنيا
....
ای دل! تو چه می كنی؟ می مانی یا می روی؟ داد از آن اختیار كه تو را از حسین جدا كند ! این چه اختیاری است كه برای روی آوردن بدان باید پشت به اراده حق نهاد ؟ ای دل! نیك بنگر تا قلاّده دنیا ا برگردنشان ببینی و سررشته قلاّده را ، كه در دست شیطان است . آنان می انگارند كه این راه را به اختیار خویش می روند ، غافل كه شیطان اصحاب دنیا را با همان غرایزی كه در نفس خویش دارند می فریبد.
(سيد مرتضي آويني)
شهریار شهر آشوب
..
از وقتی تلویزیون شروع کرده به نمایش سریال شهریار دلم می خواد ترکی یاد بگیرم
هر چند یکی از آرزوهام خوندن حیدر بابا به زبان ترکیه
البته اون حجب نگاه شاعر تو نگاه بازیگر نیست ولی بازم خوبه بهتر از ندونستن و ندیدن و نخوندنشه
یه دوست ترک دارم که گوشیش از مرثیه ها و شعرهای ترکی سرشاره و همش نوحه موذن زاده رو می ذاره
منم بدون فهمیدنش دوست دارم گوش بدم
البته گاهی ترجمه ش می کنه
یه حزن غریب و صادقانه ای توش هست مثل حزن نگاه شهریار
من اگر بخوام قیافه یه عاشق زار و نزار و تجسم کنم
حتما یاد استاد می افتم
با اون حزن غریب و تنهایی همیشگی نگاهش
خوب خودت و تو دل ما جا کردی
استاد..!
با زنده دلان
با بزرگان (گزیده جملات زنده یادقیصر امین پور)
- امروز، اولين روز از روزهاي باقيمانده عمر ماست كه ميتوانيم دوباره بياغازيم... .
-شاعران، يقولون مالاتفعلون اند، الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و ذكرو الله كثيرا ... .
-امام (ره) ميفرمود وظيفه ما انجام تكليف است، ما به نتيجه كاري نداريم ... .
-عصر امروز، دوران ترديد، بدگماني و بيايماني است در اين فضا بايد از معنويت دفاع كرد... .
-بايد دريابيم با چه زباني با جهان معاصر ارتباط برقرار كنيم تا بتوانيم موثرتر باشيم ... .
-با هنر ميتوان مخاطب را تا لبه سكوي پرش پيش برد ولي بايد بگذاريم در نهايت خودش بپرد... .
-هنر اصالتا" يك كار فردي است، نبايد منتظر بود ديگران بيايند. هر كس بايد سلوك خود را داشته باشد و البته آنرا در جمع عرضه كند. راهها متفاوت است مهم اين است كه جهت يكي باشد... .
-تنوع در فعاليتهاي هنري رحمت است نه زحمت فقط بايد راه بهرهبرداري بهتر از اين تنوعها و بعضا تضادها را فرا بگيريم. در اين راه كشف فضاهاي تازه و خلاقيتهاي جديد هم مهم است... .
-بودند كساني كه به ما انتقاد ميكردند چرا براي امام (ره) شعر ميگوييم ولي خودشان براي هر كسي شعر ميگفتند... .(دفاع استاد از سابقه شعر انقلاب)
-ما ميخواهيم با زبان هنر بگوييم جهان معنا دارد، دارد و به سمت و سويي روان است... .
-همه 124 هزار پيامبر آمدهاند يك حقيقت را بگويند، ابوسعيد هم گفت: «خدايش بيامرزد آنكه برخيزد و قدمي فرا پيش نهد. »... .
-آن منتقد عرب ميگفت اگر همه هنرمندان جهان فقط يك جور حرف بزنند، دنيا جهنم ميشود ولي اگر همه سياستمداران جهان فقط يك جور حرف بزنند، دنيا بهشت ميشود. البته بنده معتقدم سياستمداران هم ميتوانند هر كدام نظر خود را داشته باشند اين تضادها را بايد ار ج نهاد... .
-زبان عشق و زبان هنر، زبان آشتي بينالمللي است... .
-در كنار نگاه آرمان گرايانه (ايدهال) به آينده نگاه واقع بينانه (رئال) هم داشته باشيم ... .
-در اوايل كار حوزه هنري، نه رييس بود نه مرئوس نه از تاك نشان بود نه از تاك نشان، امكانات هم نبود، حتي راهي هم نبود كه پاي خود را جاي آن بگذاريم بايد مسيرهاي جديد تجربه ميشد... .
-در جهان امروز بايد ياد بگيريم چگونه از حقيقت دفاع كنيم... .
به آسمون نگاه كن
براي آخرين بار
به آسمون نگاه كن
منم شايد ديدي
من و تو منتظر فرصت پروازيم
در حالي كه همين حالا
داريم بال مي زنيم
تا يه ...
اميد ديگه....!!
براي آخرين بار
به آسمون نگاه كن..
